میدان اول توبه است
توبه باز گشتن به خدای، قوله تعالی: "تُوبوُا اِلَی اللهِ تَوبَةً نَّصوُوحاً"
بدان
که علم، زندگانی است و حکمت، آیینه و خرسندی حصار، و امید، شفیع و ذکر،
دارو، و توبه تریاق. توبه نشانِ راه است و سالار بارگاه است و کلید گنج و
شفیع وصال و میانجی پذیرش و شرط قبول و سرِ همه شادیها.
و ارکان توبه سه چیز است: پشیمانی در دل و عُذر بر زبان و بُریدن از بدی و بدان.
و اقسام توبه سه است: توبهء مطیع و توبهء عاصی و توبهء عارف.
توبهء مطیع از بسیار دیدن طاعت است و توبهء عاصی از اندک دیدن معصیت است و توبهء عارف از نسیان منّت است.
از آشنایی تا دوست داری هزار مقام است، و از آگاهی تا به گستاخی هزار
منزل است، و این جمله بر صد میدان نهاده آمد "و اللهُ المُستَعان"
میدان اول توبه است
توبه باز گشتن به خدای، قوله تعالی: "تُوبوُا اِلَی اللهِ تَوبَةً نَّصوُوحاً"
بدان
که علم، زندگانی است و حکمت، آیینه و خرسندی حصار، و امید، شفیع و ذکر،
دارو، و توبه تریاق. توبه نشانِ راه است و سالار بارگاه است و کلید گنج و
شفیع وصال و میانجی پذیرش و شرط قبول و سرِ همه شادیها.
و ارکان توبه سه چیز است: پشیمانی در دل و عُذر بر زبان و بُریدن از بدی و بدان.
و اقسام توبه سه است: توبهء مطیع و توبهء عاصی و توبهء عارف.
توبهء مطیع از بسیار دیدن طاعت است و توبهء عاصی از اندک دیدن معصیت است و توبهء عارف از نسیان منّت است.
بسیار
دیدن طاعت را سه نشان است: یکی خود به کردار خود ناجی دیدن، دیگر مقصران
را به چشم خواری نگریستن، و سه دیگر عیب کردار خود بازناجستن.
و اندک دیدن معصیت را سه نشان است: یکی خود را مستحقّ آمرزش دیدن، دیگر بر اصرار آرام گرفتن، و سه دیگر با بَدان الفت داشتن.
و نسیان منّت را سه نشان است: چشم احتقار از خود برگرفتن، و حال خود را قیمت نهادن و از شادی آشنایی فرو ایستادن.
میدان دوم مروّت است
از میدان توبه میدان مروّت زاید. مروّت گم بودن است و در خود زیستن، قوله تعالی: "کوُنوُا قَوَّامین َبِالقسطِ"
ارکان مروّت سه چیز است: زندگانی کردن با خود به عقل و با خلق به صبر و با حق به نیاز.
و نشان زندگانی کردن با خود به عقل سه چیز است: قدرِ خود را بدانستن، و اندازه کار خود دیدن، و در خیر خویش بکوشیدن.
و
نشان زندگانی با خلق به صبر سه چیز است: به توان ایشان از ایشان راضی
بودن، و عُذرهای ایشان را بازجستن، و داد ایشان از توان خود بدادن.
و
نشان زندگانی با حق به نیاز سه چیز است: هرچه از وی آید بدان شکر واجب
دیدن، و هرچه وی را کنی عذر واجب دیدن، و اختیار وی را صواب دیدن.
|