|
در دنیایی که ما زندگی می کنیم هر انسانی دارای اعمال خوب و بد می باشد .البته نه از نظر اخلاقی بلکه از دید خدایی.
یعنی هر انسانی در زندگی وظیفه بندگی خویش را به نحو احسن عمل نمیکند و همچنان غرق در نفسانیات و خواص خاکی
خویش می باشد.چون انسان غیر از ذات خدایی که در روح او دمیده شده و دارای یک ساختار خاکی نیز می باشد که طبیعتا
در زندگی بیشتر اعمال او از چنین ساختاری نشات می گیرد و همچنان به سوی قهقرا میرود.
در دنیایی که ما زندگی می کنیم هر انسانی دارای اعمال خوب و بد می باشد.البته نه از نظر اخلاقی بلکه از دید خدایی.
یعنی هر انسانی در زندگی وظیفه بندگی خویش را به نحو احسن عمل نمیکند و همچنان غرق در نفسانیات و خواص خاکی
خویش می باشد.چون انسان غیر از ذات خدایی که در روح او دمیده شده و دارای یک ساختار خاکی نیز می باشد که طبیعتا
در زندگی بیشتر اعمال او از چنین ساختاری نشات می گیرد و همچنان به سوی قهقرا میرود.
حال اگر او بخواهد از آن ذات خدایی که در ازل در روح او دمیده شده استفاده کند باید طی یک سری ریاضتها و تهذیب نفس
از ویژگیهای خاکی خویش دور شود و به سوی کمال برود.
در
اینجا نکته ای قابل بحث است که ما در این دنیای فانی تا چه میزان از
نفسانیات خویش فاصله گرفتیم؟ باید گفت اگر به یک کار ناشایست عمل نمی
کنیم، این یکی از پیشرفتهای روحی ماست که در اینجا متبلور شده است نه از
اینکه خود ما نسبت
به انجام آن اقدام نکرده ایم.مثلا اگر ما مشروب را دوست نداشته باشیم و مصرف نکنیم، این دارای ارزش چندانی در معنویت
و رسیدن به کمال ما ندارد و نمی توانیم بگوییم چون من مشروب مصرف نمی کنم پس در دسته انسانهای سالمتری هستم
چون فقط دوست نداری و ذاتا بدان سمت گرایش نداری، ولی اگر همین مشروب را نه از روی سلیقه و احساس بلکه بر
اساس اعتقادی از آن دوری کنی و با اینکه شاید روزی مزه آنرا نیز چشیده و از مستی آن نیز با خبر باشی حال پرهیز را مدار
عمل خود قرار بدهی، در اینجا یک عمل شایسته صورت گرفته و گامی به جلو برداشته ای.
چیزی که در حال حاضر در زندگی رایج است، شب را به جای عبادت در خلوت و دل شب ،آن را به خواب حرام می کنیم و صبح
مانند خرسی از خواب زمستانی به زور برخاسته و تا شب مشغول دروغ، فریب ،حیله،چشم چرانی،بروز خشم،زایل کردن
جسم و فخر فروشی مشغول میشویم وتمام این امور را در راس کارهای زندگی قرار میدهیم و غافل از اینکه این امور ما را از
راه اصلی دور میکند.
باری باید گفت که اگر کار بدی انجام نمی دهیم ، از ویژگیهای روح خدایی است نه از خواسته های خودمان برای رسیدن
به کمال، با انجام امورمذکور در زندگی دایما در حال در جا زدن و زنده نگه داشتن جسم می باشیم، فارغ از هر گونه دوری
از نفسانیات و رسیدن به مبدا.
واقعا تا به حال چقدر در خود فرو رفته ای تا بیشتر خود را بشناسی و خدای خویش را لمس کنی؟ چقدر این کشکول
گدایی دنیایی خویش را زمین گذاشتی و در پی رسیدن به مبدا و معبودو خالق خویش تلاش کرده ای؟ چقدر با عشق
نه از روی اجبار عبادت کرده ای و از این مستی مست شده ای؟ چقدر در آیینه الهی خود را در غرق شدن در منجلاب
و باتلاق دنیایی نظر کرده ای؟ آیا اصلا قبول داری که در این منجلاب هستی و این یک رویا نیست؟
زود باش وقت تنگ است ، خدا منتظر است.
|